تبليغاتX
تک دل























تک دل

×.. وقتی که دل حکم باشد ... تک دل بالاترین برگ است ..×

 
✿ツ چـه کـــرده ای بــا مــن . . . !!؟

کـه ایـن روزهـــا ،

تــــو را

فـقــط بـه انـدازه ی یـک اشتبــاه مـی شنـاسـم . . . !!! ✿ツ



 
 
 
 
 
زندگانی ام ساکت است ،

جز کارکردن و قدم زدن کار دیگری ندارم .

هوس دیدن مردم را ندارم ،

و احساس میکنم در انتظار چیز تازه و

غریبی هستم که بخش ناسوخته روحم رابسوزاند.

میخواهم بیشتر بنویسم اما نمی توانم

کمی ملولم و سکوت سیاهی روحم را فرا گرفته است .

ایکاش می توانستم سرم روی شانه هایت بگذارم ...!!
     
     
     
     
     
    مَن ، تـــو را رَهـا کـَردم
    امـــا ، مـَرا
    رَهـا نمیکـُند!
    خـــیالِ تــــو...

     
     
     

     

    همه چیـز را به بـاد دادی ،
    بـا دستهـای ِ خـویـش !
    آن همه شور و شوق ..
    آن همه اشتیاق ..
    من فقط ،
    بادبادکی برای ِ شوق ِ تـو به باد دادم...
    تـو مـرا ،
    به شوق ِ کی ، به بــاد دادی !!!؟

     

     

    نوشته شده در دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1391ساعت 19:24 توسط عسل |

    دست دلم به هیچ نمیرفت ...

    دستم را گرفتی، دلم رفت ...

     
     
    این روزهــــــــا زیــــــــــــادی ســــاکت شــــــده ام.

    حرفهایم نمی دانم چرا به جای گلو،

    از چـــشــمـــــــهایــــــم بیــــــــــرون می آینـــــــد !!



    نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم اسفند 1390ساعت 12:19 توسط عسل |

    همیشه دلتنگی به خاطر نبودن
    شخصی نیست
    گاهی به علت حضور کسی
    در کنارت است که
    حواسش به نگاه عاشق
    تو نیست.....!!!!


     
     
    کنار من همیشه یک صندلی خالی ست...

    بی محلی هایـت ،

    نبودن هایـت ،

    نیامدن هایـت ،

    رفتـن هـایت ...

    با تـمــام تلـخی هـایش...

    تا ابد ،

    جانشینی نخواهد داشت...
     
     
    آهای آدمهایی که ادعای ِ شعورتان دنیا را برداشته! با شما هستم "

    ترک کردن ِ آدمها هم
    آدابی دارد !

    اگر آداب ِ ماندن را نمیدانستید

    لااقل

    درست ترکشان کنید

    تا تَرَک برندارند...ܓ✿


     
     
    بارون شروع به باریدن کرد و سکوت هم مثل قلبم شکست

    اون لحظه بود که فهمیدم...

    هر چیزی شکستنیه!!!!

    دیروز قلب من....

    فردا غرور تو...

     
    بــــاد آورده را بـــاد می بــرد ...

    قبــول ...!

    امــا تـــویی که بــا پــاهای خودت آمــده
    بــــــــــودی ...!!!

    چـــــــــــــــرا...؟؟؟؟؟
    نوشته شده در دوشنبه پانزدهم اسفند 1390ساعت 20:32 توسط عسل |

     
    گاهی دلم میخواد

    وقتی مثل کودکی هام بغض میکنم

    خدا از آسمان به زمین بیاد

    اشک هامو پاک کنه و دستمو بگیره و

    بگه: اینجا آدما اذیتت میکنن؟

    بــیـــا بــــــریــــــــم ...!


     
    بعضیا رو نباید دید؛
    بعضیا رو باید بخشید؛
    از بعضیا باید حذر کرد؛
    بعضیا رو باید فقط دوستشون داشته باشی؛
    بعضیا رو باید براشون جون داد؛

    ولی از هیچ کسی نباید انتظار داشت
     
     
     
    رفت...!
    تو نه! عمرم را میگویم...
    رفت...!
    تو نه!
    روزهای خوش زندگی را میگویم...!
    كاش برگردد...
    باور كن منظورم "تویی "
     


     
     
     
    چی میشه واسه یه بارم چش به راه من بشینی
    یا شبا وقتی که خوابی خوابای منو ببینی
    خیلی حرفا توی قلبم هس هنوزم که هنوزه
    نمیخوام اصلا بدونی که دلت واسه بسوزه
    دوس دارم بعد یه چن وقت که منو ندیده باشی
    وقتی که میای سراغم به خودت رسیده باشی
    دیگه من حرفی ندارم ای خدا به من نظر کن
    حرفای مونده رو قلبم روی احساسش اثر کن
    هر جوری دلت میخواد باش ولی خب بمون کنارم
    مشکلم اینه که جز تو هیچ کسی رو دوس ندارم
     
     
     
     
    هیچ چیز بیشتر و بدتر از این ...

    مغز استخوان آدمو نمی سوزونه که...

    اطرافیانت بهت بگن:

    اگه ...دوستت داشت نمیرفت...!!!


     
    شمع زندگیم را فوت کن


    و خاموشم کن ...


    حالا که دیگر هیچ کیکی تلخی فاصله ها را شیرین نمی کند ... !


     
     
    تو می خواستی بشی ” سنگ صبورم ” …
    تو شدی “سنگ” و
    من هنوز “صبورم"   !!!!
     
     
    نوشته شده در پنجشنبه بیستم بهمن 1390ساعت 18:46 توسط عسل |

     

     

    سلام به همه همراهای تک دل

    خوب هستید؟ امیدوارم تو این هوای سرد زمستونی دلاتون گرمه گرم باشه !!

    باز هم یه سال دیگه گذشت و تک دل یه سال بزرگتر شد ..

    هنوز هم شما رو همراهش داره .. با کلی خاطره تلخ و شیرین ...

    خودمونیم ها راست میگن بر لب جوی نشین و گذر عمر ببین !!!

    تک دل ۶ سالگیت مبارک !!

    امیدورام سال دیگه هم زنده باشم و خودم تولدتو آپ کنم ..

     

     

    چه لطیف است حس آغازی دوباره،

    و چه زیباست رسیدن دوباره به روز زیبای آغاز تنفس…

    و چه اندازه عجیب است ، روز ابتدای بودن   !

    و چه اندازه شیرین است امروز…

    روز میلاد…

    روز تو!

    روزی که تو آغاز شدی   !

     

    نوشته شده در یکشنبه یازدهم دی 1390ساعت 0:20 توسط عسل |

     
    گاهی فرار می کنم ؛ از فکر کردن به " تو " ...

    مثل رد کردن آهنگی که خیلی دوستش دارم !! ... /

     
     
     
    قــــبـــــول کــنـــــــــــــ


    کـــــه گـــــذشـــــتــــه ا ســــتــــ کــــار مـــــن از شــــک


    کــــــــه ســــــال هــــاســتــــــ بــــه تـــــنــهـایــــی ام یــقــیـــــن دارمـــــــ


    ـ...!!!

    وقــــــتـــی نــــیســـتــــی


    تــــمـــــام غــــصـــــه هــــای دنـــیـــــا در دلـــم آوار مــی شـــود......


    بـــیــــــا بـبــــیــن ویـــرانــــه ای کـــه ســـاخــــتــــی!!!
     
     
    باران بهانه ای بــــــود...
    کـــــه زیر چتـــــر من...
    تا انتهای کــــــــــــــــــــــــــوچه بیایی کاش...
    نه کوچـــــــــــــــه انتهایی داشت
    و نه باران بند می آمـــــد !!!

       
      پاهایم به پای جاده رفت
      دستانم به دست باد نگاهم در انتظار ...
      دلم هم به هوای تو و من ،
      برای خود ...
      هیچ ندارم !!!
       
       
       
      افظ هنـوز هـم


      در فالـهـایش


      اصـرار دارد


      خبر خوشـی در راه است ،


      تو کجـای دنیـای منـی ؟


      که هر چـی مـی آیـی نمی رسـی ؟



       

        تلاش برای زنده کردن یک رابطه از دست رفته
        مثل اینه که بخوای یه چای سردشده رو با ریختن آب جوش گرم کنی
        نه رنگش مثل اول میشه نه طعمش ....

          هر شب یواشکی توی شیشه‌ی سرد مانیتور،
          به عکس پروفایلت زل میزنم
          آروم توی دلم میگم
          خـــره هنوزم دوسِت دارم..


           

        نوشته شده در شنبه سوم دی 1390ساعت 23:56 توسط عسل |

         
        در عجبم

        از سیب خوردنِ مان

        که

        از آن فقط ” چوبش ” باقی می ماند.

        مگر این همه چــــــوب که خوردیم

        از یک سیــــب…..شروع نشد !؟
         
         
         
         
         
        گاهی نیاز داری به یه آغوش بی منت ،
        كه تو رو فقط و فقط واسه خودت بخواد...
        كه وقتی تو اوج تنهایی هستی ،
        با چشماش بهت بگه : هستم تا ته تهش !
        هستی ??

         
        این که هر بار سرت با یکی گرم باشد

        دلیل بر ارزشی ات نیست !!!

        بلکه :

        آنقدر بی‌ ارزشی که خیلی‌ها اندازه تو هستند !!!

         
        خیلی دیره وقتیکه تازه می فهمی اونی که از همه ساکت تر بود
        بیشتر از همه دوستت داشت ،
        ولی تو حواست به شیرین زبونی یه عشق دروغیه !!!

         
           من هنوز عاشقم
          آنقدر که می توانم
          هر شب بدون آنکه خوابم بگیرد
          از اول تا آخر بی وفایی هایت رابشمارم
          و دست آخر
          همه را فراموش کنم
          آنقدر که می توانم
          اسمت را
          روی تمام آبهای دنیا بنویسم
          و باز هم جا کم بیا ورم
          آنقدر که می توانم
          شب ها طوری به یادت گریه کنم که
          خدا جایم را با آسمان عوض کند!
          و من هنوز عاشقم
          آنقدر که میتوانم
          چشم هایم را ببندم
          و خیال کنم:


          هنوز دوستم داری!


                      دستم را
                      بر شانه ی تنهای شـــــــــب میگذارم ؛
                      و برایش از " تـــــــــــو " میگویم.....

                      بـــــــــــاران میگیرد !!!!
                     
                    نوشته شده در دوشنبه هفتم آذر 1390ساعت 23:37 توسط عسل |

                    تـــ♥ـــو فقط دســـ♥ـــتهایتــ را

                    دور آغـــ♥ـــوشتــ حـــ♥ـــلقهــ کنــ

                    مـــ♥ـــنــ میانــ خالیــ بـــ♥ـــازوانتــ

                    آرامــ خـــ♥ـــوابیدهــ امــ ....

                     
                    دســـ♥ـــتم به تـــ♥ـــو که نمی رسد

                    فقط حـــ♥ـــریف واژه ها می شوم .

                    گاهی هـــ♥ـــوس می کنم

                    تمام کـــ♥ـــاغذهای سفید روی میز را

                    از نام تـــ♥ـــو پرکنم ...

                    تـــ♥ـــنگاتنگ هم بی هیچ فاصـ♥ـله ای ،

                    از بس که خالــــ♥ــــی ام از تـــ♥ـــو ...

                    از بس که تـــ♥ـــو را کـم دارم .....!

                     
                     
                     
                     
                    آدمایی که ساکت سوار تاکسی میشن
                    تا مقصد از پنجره بیرون رو نگاه میکنن،
                    آخرشم،
                    بدون ِ هیچ حرفی،
                    کرایه رو میدن و میرن
                    آدمای خسته‌ و دلتنگی ان
                    سر به سرشون نذارین…!!

                     
                    قبول نیست !


                    این بار تو چشم بگذار


                    من فراموشت می کنم

                    ...

                    فقط تا صد بشمار ،


                    آهسته ، آهسته ...


                    راستی !


                    من شیوه ی بازی را خوب نمی دانم ،


                    خودم را باید پنهان کنم یا گذشته را ؟


                    تو را فراموش کنم یا خاطره را ؟



                    این بازی کی تمام می شود؟؟؟؟؟

                     
                     
                    بــازی قشنگی بــود ..

                    امــا ..
                    مــا قشنگ بــازی نکردیــم!

                    قبـــول کن کــه هر دو باختیــم ؛

                    من ؛ کــه خودم را بــه تـــو فروختــم ..

                    و تـــو ؛ کــه مرا به هیچ

                     
                    نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم آبان 1390ساعت 1:2 توسط عسل

                     
                    دلــــم

                    سخت می شکند

                    و تــــــــــو

                    آسان عذر می خواهی

                    عادلانه نیست !

                     
                     
                    خُداحـافـظی كـه میـكُنی

                    هـی بیـشتر دوست داشتـَنَـم می آیَد !
                     

                     
                     
                     
                    لعنت به بعضی آهنگا...
                    به بعضی خیابونا..
                    به بعضی حرفا..
                    لعنتیا آدمو میبرن به روزایی که ،
                    واسه از بین بردنش تو ذهنت..
                    ویرون شدی !
                    سوختی و از نو ساختی..
                    میبره به روزای دور..
                    خیلی دور .....

                     
                     
                    باز هـــــم خیال تو
                    مرا
                    "برداشــــت"
                    کجا می‌‌برد نمیدانم!
                    آهــــای نارفیق
                    ... بازی ات که تمـــــــــام شد
                    مرا دوباره
                    با همین لباس بی‌ قــــــــراری دیدن دوباره ات
                    بر سر شعر‌هـــــــــــایم بنشان!!!
                     
                     
                    رفته ای
                    و من هر روز
                    به موریانه هایی فكر می كنم
                    كه آهسته و آرام
                    گوشه های خیالم را می جوند
                    تا بی " خیال " نشده ام
                    برگرد !
                     
                     
                     
                    نوشته شده در یکشنبه یکم آبان 1390ساعت 12:10 توسط عسل |

                    دل‌ اگر بستی، محکم نبند.
                    مراقب باش، گره کور نزنی‌.
                    او می‌‌رود،
                    تو میمانی و یک گره کور....!!!!


                    چای دبــش
                    زیر آسمان مهر
                    تلخه تلخ , غم پهلو
                    حالم خوب است!!!
                    فقط دلم کمی...
                    بهانه ات را میگرد!!!

                     

                     

                    کمــی دورتــر بایستــ لطفــا ً !!
                    من دیــوانه تــر از آنــم کـ بی هــوا در آغوشتــ نگیــرم ...

                     

                    دل آدم ...
                    گاهی چه گرم می شود
                    به یک " دلخوشی کوچک " ...
                    به یک " هستم " ...
                    به یک " نوازش " ...
                    به یک " آغوش " ...!!!!

                     

                    نوشته شده در سه شنبه دوازدهم مهر 1390ساعت 11:53 توسط عسل |


                    آخرين مطالب
                    » عاشــــــــــــــــــــــــــــــــــقانه ها - ده
                    » عـــــــــــاشقـــــــــــانه - نــــــــه
                    » عـــــــــــــاشقانـــــــــه ها - هــــــــــشت
                    » عـــــــــــــــاشقـــــــــــانه هــــــــــــــــا - هفـــــــــــــت
                    » تولد تک دل
                    » عاشـــــــــــــــــــقانه هـــــــــــــــــــــــا - شــــــــــــــــــش !!
                    » عاشــــــــــــــــقانه هـــــــــــــــــــــا - پنــــــــــــــــــــــــج
                    » عــــــــــــاشــــــــــــقانه هــــــــــــا - چهـــــــــار
                    » عاشقــــــــــــــانـــــــــــــــه هــــــــــــــــــا- سه
                    » عاشــــــــــــــقانه هــــــــــــــــا - دو
                    Design By : Pars Skin